دكتر محمد مهدي گرجيان
117
قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )
گفتيم از دست نمى دهد . تفسير ديگر اينكه : ( قضاء وقدر حتمي ) آن است كه از طرف خداوند ، تأكيد وايجاب شده است كه حتما بايد واقع شود وحتما هم واقع خواهد شد ، ولى ( قضاء وقدر غير حتمي ) آن است كه اراده خداوند نسبت به أو بي طرف وبي تفاوت است ، ويا بي تفاوت نيست اما الزام وايجابي هم در كار نيست ، همانطور كه احكام تكليفي از اين قبيل است . گاهى يك چيز از طرف آمر ومقنن ، حتم وايجاب مى شود ( وجوب ) وگاهى آمر ومقنن ، نسبت به چيزى بي طرف است واز نظر أو تفاوتى نيست كه آن كار ، صورت بگيرد يا صورت نگيرد ( اباحه ) ، وگاهى آمر ، طرف وقوع يا عدم وقوع را ترجيح مى دهد اما الزام وايجاب نمى كند ( استحباب يا كراهت ) . در أمور تكويني نيز همينطور است ، گاهى ايجاب والزام است وآن ( قضاء وقدر حتمي ) است ، وگاهى بي طرفي است ويا آنكه يك طرف ( وقوع يا عدم وقوع ) ترجيح دارد ، اما الزام وايجابى در كار نيست وآن ( قضاء وقدر غير حتمي ) است . اين تفسير ، غير علمي ترين تفسير اين مطلب است واين ، نفى قضاء وقدر است ، زيرا محال است كه اراده حق نسبت به حادثه خاصي ، بي طرف وبي تفاوت باشد ويا بي طرف نباشد ولى ايجاب نكند ، همانطور كه محال است حادثه اى از قانون عليت مستثنا باشد ويا تحت قانون عليت باشد ، اما ضرورت وايجاب در كار نباشد . قياس كردن حقايق تكويني به أمور عرفى وقراردادى ، درست نيست . * * *